دانلودی

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستانه حال کردن با مامانم تو حموم
 
‎1 آوريل 2011 … مامانم تو این 2 سال با کسی راطه نداشته که سکسش تامین شه . در ضمن من الان 17 سال https://shahvani.com/dastan/اپیلیدی-برای-ماماندارم و یه مادر 37 ساله . مامانم همیشه جلوی لباساش به اون چنان پوشیده نبود و وقتی از حموم
میومد باسه لباس پوشیدن همیشه در حال دید من بود . منم یه حالتی می شدم که دست خودم هم
نبود . بالاخره تو این چند وقت که موضوع ها حی باسم تکرار می شد .
 
‎23 ژانويه 2013 … ببینید سکس با مامان یه جورایی به دور از انسانیت و فرهنگ و اعتقادات ما هستش و https://shahvani.com/content/شهوت-بالای-مامان-مرجانوقتی کسی عنوان داستان سکس با مامان رو تو سایت میبینه داستانو نخونده صد ….. ده
یازده بار که بالا پایین شد آبم اومد وقتی یه ذره از آبم ریخت تو کسش فهمید که داره آبم
میاد باز کامل نشست رو کیرم و گفت عزیزم دیدی کردن مامان حال میده چند …
 
‎مامان سیاوش یه زنی هست که خیلی خوشش میاد یکی محکم کیر تو کسش بکنه و از این https://www.looti.net/12_6417_1.htmlکار خیلی حال میکنه و بیشتر از کس دادن از کون دادان حال میکنه کونش اول راه نمیاد
بعد …. از کردن اون زنه یا رحیمه دیگه سرد بشم ازش اینو بعد ها بهم گفت که بعد از
سکس با اون زن رابطه من با مامانم بهتر شد بریم سر اصل داستان صبح که شد مامانم رو
فرستادم …
 
‎مامانم بود . یکی دیگه رو نمی دونستم کیه . سریع رفتم بیرون و تو جا کفشی رو یه https://www.looti.net/12_7539_1.htmlدیدی زدم .. کفشای زندایی مهسا اونجا بود . مامان و زندایی داشتند لز می کردن . خیلی
ناراحت شدم . مامان همش منو نصیحت می کرد علاوه بر پسرا از دوستای دختری هم که اخلاقی
فاسد دارند دوری کنم . حالا خودش و زن دایی مهسا داشتند با هم حال می کردند . اونم دو تا زن
شوهر …
 
‎1 ژوئن … خاله میترا اون یکی انگشتشو کرم زد و کرد تو کون مامان(می دونستم مامان برعکس خاله https://pastebin.com/B6jRF4cHعاشق سکس از کونه) وبا شدت تکون می داد. دیگه جیغ مامان دراومده بود. همش می گفت: من
کیر می خوام کیر کیر… خاله میترا سرشو برگردوند که یه چیز درست و حسابی برای
حال کردن پیدا کنه. تا اومد برس رو از جلو آینه برداره منو دید و فهمید که …
 
‎7 ا کتبر 2013 … یکشنبه برای اولین بار پسر قند عسلمو بردم حموم البته با حضور خاله نسرین اونم https://spbk.persianblog.ir/9kM43QGngbCn5J4a6ajQ-اولین-حموم-توسط-مامان-سحر-14-مهر-مریضی-عمو-تب-کردن-پسریاومد تو حموم و مدام آب میریخت رو تن بچه که سردش نشه وای خیلی لذت بردم از … که خودم
حمومش کنم مامانم میترسید از نبودش سو استفاده کردم و بعد بهش زنگیدم که من پسرمو
خودم حموم کردم و مثل خودت به آرومی و نوازش شستمش و مامانم کلی حال …
 
 
می زاشتن من میرفتم سر لباس زیرای مامان که تو حموم بود وای هنوز بوی تنشو میداد dastan/مامان-مهربون–کامل. Translate this page. Sep 1, 2010 – تا پاشونو از در بیرون شورت کرستشو میمالیدم به کیرم و با هاشون حال …. کردم به کردن رو کون مامان موج راه
افتاده …
 
‎2 ژوئن … لباسامو عوض کردم داشتم با کنترل ماهواره ور میرفتم که بعد دو ساعت دیدم انگار صدای https://sahvatnak.wordpress.com//06/02/سلام-دنیا/نازنین داره میاد از پله ها کلیدو انداخت تو اومد وقتی منو دید مثل لال شد ها مونده …
میخوردیم شب شد رفتیم بیرون کلی حال میکردم که باهاشون بودم دست نازنین(خالم) تو
دستم گرفت بودم پز میدادم تو دلم میگفتم کاش میتونستم دست لیلا رو …
 

داستان شیما و حموم اجباری – فارس پاتوق
‎14 نوامبر … داستان شیما و نیما داستان شیما توی حموم داستان منو مامانم تو حموم شیما یکی از دوستامونه که خیلی دختر باحالیه و بشدت هم شیطون، ولی خدایی هر وقت میاد پیش منو
 







NS