دانلودی

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان سک س با زن دايي با شوخي کردن
 
‎14 جولای 2010 … خونه‌ي دايي‌اينا روبروي خونه ما بود و ما با هم خيلي رفت و امد داشتيم بخصوص من و زن https://iranaks.wordpress.com/2010/…/داستان-سکس-متین-و-زن-دایی/دايي خيلي با هم شوخي مي‌کرديم و وقتي کسي نبود من اصرار مي کردم که بيا کشتي و
اون هم که ميدونست من دست بردار نيستم به شوخي با من کشتي ميگرفت و اينطوري بود
که…
 
‎یه روز کاملا معمولی تابستون بود، منتظر تاکسی بودم تا سوار شم برم سر کار، https://virgool.io/…/نشستن-در-صندلی-جلوی-تاکسی-پراید-قسمت-اول-q79bpwixrrxwبالاخره یه تاکسی نگه داشت، مسافر صندلی جلو پیاده شد و من با خوشحالی نشستم
جاش، صد متر جلو تر یه خانم مسن عینکی ایستاده بود، از همون … اولش فکر کردم شوخی
میکنه و میخواد جو رو شاد کنه نیشم تا نیمه باز شده بود ولی چهره اش کاملا جدی بنظر
میرسید.
 
‎6 نوامبر … داستان من برمیگرده به خیلی وقت پیش تر ازاینا،موقعی که من همش ۷ سالم بود و عزیز https://ghazalkade.ir/threads/112/دردونه دایی محسن.اون زمان هر پنجشنبه دایی می اومد خونه ما و شب بند و بساط شامو
برمیداشتیم و با پیکان آلبالویی دایی می زدیم بیرون ،بعد از شام دایی بازم بر
میگشت خونه ما و تا نصفه های شب باهم شوخی میکردیم و خوش میگذروندیم،وسطای …
 
‎25 ژوئن 2011 … پارسال که ما خانوادگی رفته بودیم شهرستان رفتیم خونه ی داییم اینا من کل روز فقط https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/زندایی-باربی/چشم من روی زن داییم بود واااااااای قربون اون جوراب نازکش برم،‌بعضی موقع ها هم که می
شست روی مبل پر و پاچه ش میزد که من میمردم از شق درد ،‌دایی منم پیش ما با زنش شوخی
می کرد مثلا میزد در کونش و از این جور شوخی ها ،روز بعد خبر رسید …
 
‎11 ا کتبر … سکس با زن دایی سفید و چاقم … داستان از وقتی شروع شد که زن داییم اسمش عصمته https://shahvani.com/dastan/سکس-با-زن-دایی-سفید-و-چاقمیک زن چاق وسفید باسینه های گنده وکون فوق العاده بزرگ وخوش فرم واز چشاشم شهوت
میباره یک مدتی به من پیله … اینم بگم که داییم دوتا دختر داره که دوتاشون ازدواج کردن
رفتن خونه خودشون خودشم تویک شرکتی کار میکنه که شیفتیه.
 
‎16 ژانويه … 10 دقیقه فقط کردم توی کون و 10 دقیقه کس کردم و آبم داشت میومد گفت بده میخورم. https://shahvani.com/dastan/حسین-و-زن-داییخلاصه آبم خالی کردم و جفتمون ارضا شدیم افتادیم رو تخت. کیرمو داشت هنوز میمالید.
گفتم پاشو لباس بپوش تا ضایع نشدیم. بهش گفتم فرشته تو خوابم فکر نمیکردم
سکس کنیم. گفت محمد بخدا من فقط با داییت خوابیدم و تو.
 
‎سکس با زندایی مهری. 1391/12/16. با سلام خدمت همه بچه های شهوانی من داستانهای زیادی https://shahvani.com/dastan/سکس-با-زندایی-مهریداشتم اما اینجا برای اواین بار دارم اینو براتون می فرستم من رضا 29 سال با قد 185 …
هم نمی کردم به مهری تا اینکه بچه دار شد و به قول خودمون استخوان ترکوند محبتش هم روز
به روز به من بیشتر می شد تا اینکه تو مهمونیها من با هاش شوخی می کردم یا هر موقع می …
 
‎شوخی شوخی پای این خانوم به خونه ی ما باز شد و به جای نشایت پدرم , بر حوزه ی ریاست https://www.looti.net/12_1255_7.htmlخونه ی ما نشست. من اولا مثل ….. من اصلا” قصد سكس كردن با آتناو نداشتم يعني
نميخواستم 3 بشه يا حتي يه درصد خانمم شك كنه.باجناقمو … سلام اسم من خسرو و میخام
داستان سکس خودم رو با زن دایی خوشکل خودم براتون بنویسم امیدوارم لذت ببرید زن
دایی من …
 
‎8 فوریه … داستان زندایی , داستان من و زندایی , داستان س ک س ی , زندایی داستان +18 سلام من daneshju-club.com/داستان-من-و-زن-دایی-شهلا.htmlنوید هستم الان 17 سالمه و 4 تا دایی دارم دایی بزرگم 6 سال پیش یعنی وقتی من 10-11.
… خشکل شده باشه اون یه فرشته ی واقعی بود و من و زندایی شهلا از همون اول خیلی با هم
خوب بودیم و اون همیشه با من شوخی میکرد و میخندیدیم و … از همون اول …
 

چه کوسی بود دوست خالم – sahvatnak
‎2 ژوئن … لباسامو عوض کردم داشتم با کنترل ماهواره ور میرفتم که بعد دو ساعت دیدم انگار صدای https://sahvatnak.wordpress.com//06/02/سلام-دنیا/نازنین داره میاد از پله ها کلیدو انداخت تو اومد وقتی منو دید مثل لال شد ها مونده … خودم
 







NS